پنج سالم بود ... آن روزها وقتی می خواستند کودکی رابترسانند از غول و دیو و بچه دزد می گفتند ، هیچکس از گم شدن حرف نمیزد شاید چون هیچ کسی در کودکی گم نشده بودند تابفهمند ترس واقعی یعنی چی اما من تجربه اش کردم ، وسط یک بازار شلوغ لحظه ای حواسم پرت شد نتیجه ی این حواس پرتی شد چشم های بارانی وسط تابستان من این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی......ما را در سایت این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 118 تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:22
اما من و تو
دور از هم می پوسیم
غمم از وحشت پوسیدن نیست
غمم از زیستن بی تو
در این لحظه ی پر دلهره است.
دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست
از سر این بام
این صحرا، این دریا
پَر خواهم زد، خواهم مُرد...
غم تو این غم شیرین را
با خود خواهم برد… علیرضا مشرقی پسری از نسل درد این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی......ما را در سایت این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 117 تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:22
می دانی
شاعر بودن
کجایش درد دارد..!
اینکه عاشقانه ای نوشته باشی
و بعد کسی نباشد
کسی نباشد
کسی نباشد ....
کجایی لعنتی تا برایت بخوانمش علیرضا مشرقی پسری از نسل درد این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی......ما را در سایت این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 195 تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:22
یک روز دیگر به نیامدنِ تو اضافه شد
یک روز دیگر به جهنمِ من...،
دلم طوفانی است
باز ؛ آبستنِ بارانم
پرم از خاطراتِ خیسی
که به دلم چسبیده اند
این عشق را حیف نکن
من بی احتیاط دوستت دارم
برگــرد...! علیرضا مشرقی پسری از نسل درد این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی......ما را در سایت این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 148 تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:22
کالبد مادرم را شکافتند
تمام دلش برای من
سوخته بود علیرضا مشرقی پسری از نسل درد این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی......ما را در سایت این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 133 تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:22
سالها رفت و هنوزیک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی
صبح تا نیمه ی شب منتظری
همه جا می نگری گاه با ماه سخن می گویی
گاه با رهگذران
خبر گمشده ای می جویی
راستی گمشده ات کیست
کجاست علیرضا مشرقی پسری از نسل درد این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی......ما را در سایت این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 118 تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:22
حالِ بیدار شدن نیست !
با خیالِ تو باید خوابید ؛ رویا دید ؛
صبح ارزانی مردم
دلِ من خوابِ تو را میخواهد . علیرضا مشرقی پسری از نسل درد این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی......ما را در سایت این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 95 تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:22
هر شب تو نیستی....!؟ و این غمگین ترین حالت دوست داشتن یک غریبه است... علیرضا مشرقی پسری از نسل درد این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی......ما را در سایت این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 152 تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:22
من از جان این پاییز دیگر نه مهر را میخواهم نه آبان را!من مهر تو بر سر آبان را میخواهم.. من توی مهربان را میخواهم که آرام روی شانهات اشک بریزم و درد پاییزهای گذشته را به بادها بسپارم.. علیرضا مشرقی پسری از نسل درد این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی......ما را در سایت این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:22
شنیدهام چشم به راه باران پاییزی.
کنار پنجرهی اتاقت مینشینی و بوسه بر سیگار میزنی.
خوش به حال سیگارها!
شنیدهام تنهایی به کافه میروی،
خیابانها رابیخودی قدم میزنی،
بی دلیل میخندی. شنیدهام خوابهایت زمستانی شدهاند،
روزهایت کوتاه،
موهایت کوتاه...
راستی، کنار همیشگیهایت، شبهای تنهایی، دلتن این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی......ما را در سایت این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 128 تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:22